مشق شب

برروي تخته سياه بزرگ بنويس مشق امشب اختياريست

Thursday, June 26, 2008

دعا

يه روزي ازروزهاي قشنگ خداچندتاازفرشتهاي آسمون آبي تصميم گرفتن بيان روي اين زمين خاکي

آروم آروم بالهاشون وبازکردن واومدن پائين هرچي نزديکتر مي شدن اون صداي غريب آشناتر مي شد

يه دستهاي کوچيک وديدن يه چشمهاي خيس وديدن يه لبهاي خشک وديدن يه دختر کوچولوي ناز وديدن

که زير لب به خدايي که اون بالهاست التماس مي کرد ودستهاشو بالاو بالاتر مي برد

زيرلبهاي کوچيکش زمزمه مي کرد:خدايا توخودت خوب مي دوني من ديگه طاقت شنيدن ناله هاش وندارم

يه جوري يه کاري کن دردهاش تموم بشه

باشنيدن حرفهاي دخترکوچولويکي از فرشتهابالهاي سفيدش و روي زمين پهن کرد و رو به خداگفت:من به غيراز

مهربوني و محبت ازتو که معبودمي چيزي نديدم توهميشه چيزهاي خوب به من دادي

درست مثل همين بالهايي که امروز باهاشون اومدم روي زمين

اينم خوب مي دونم که اونها امانتن ويه روزي بايدبهت پس بدم امروز مي خوام اين امانتيها رو گرو بذارم

امانتهايي که امروزمثل دل آدمهاشکسته شد

مرهم اين بالهاي شکسته من فقط وفقط شفاي مريض اون دختر کوچولوهست

خدايا توخوب مي دوني من بااين بالهاي شکسته نمي تونم تا آسمون قشنگ تو پروازکنم

پس کمکم کن کمکم کن زميني نمونم و دوباره آسموني بشم

راستي خداايا اين کوچولو براي کي داره دعا ........مي کنه



يه ندايي از آسمون به گوش فرشته رسيد که امروز روز تولد باصفاترين مادر دنياست

Saturday, June 21, 2008


امروز را برای بیان احساس به عزیزانت غنیمت بشمارشاید فردا احساسی باشد

اما عزیزی نباشد
تو
برام عزیزترینی


تولدت مبارک الهی 100ساله بشی

Saturday, June 7, 2008


يه مشق بي بهانه

امشب يه عالمه بهونه بر اي گريه کردن مي شه پيدا کرد

مي شه اولين قطره اشک وبراي مظلومي و غريبي شما ريخت

مي شه براي بي مادري بچه هاي کوچيک شما گريه کرد

مي شه براي بي کسي و تنهائي علي(ع) گريه کرد

مي شه حتي بدونه هيچ بهونه اي براي شما گريه کرد

امشب مي خوام يه دعايي بکنم

اميد دارم که شما آمين بگيد

هيچ وقت بچه هايي که مادر ازدست دادن يا بهتربگم

مادرجون ازدست دادن و از

دعاي خودتون فراموش نکنيد

به حق اشک هاي بچه هاي زهرا









زير اين چتر مينايي

چاره اي نيست جزشکيبايي

کاراو چيدن است و برچيدن

کارما مرگ يکدگر ديدن