مشق شب

برروي تخته سياه بزرگ بنويس مشق امشب اختياريست

Wednesday, May 28, 2008



نگاه قشنگشوبه من مي دوزه و با کنجکاوي مي گه : خاله آخر دنيا کجاست؟ با خودم گفتم حتما اين حرف وازتلوزيون شنيده به چشمهاي پاک و معصومش نگاه کردم وبه فکرفرو رفتم

آخردنيا

آخردنيا

مگه دنياي ماآخر هم داره؟

آره حتما يه جائي ميشه آخردنيا

به چشمهاي نازو قشنگش زول زدم و گفتم:وقتي که تودنيا تنهايي

وقتي که هيچ بهونه اي براي زندگي کردن تودنيا نداری

وقتي دنيا پرازکثيفيه

وقتي صداقت ديگه خريدارنداره

وقتي دل خوش وسيري بايد حساب کرد

ديگه مي رسي به آخردنيا

اصلا مي دوني خاله جون همه دنيا تو چشمهاي پاک و زلال تو جمع شده

هر جائي که چشم ودل پاک وباصفانباشه اونجا آخردنياست

عروسک مو طلائيشو بغل کردوآروم بهم گفت:خاله من هيچي ازحرفات
و نفهيدم ولي همين ديروز وقتي عروسکمو گم کردم به مامان گفتم ديگه
دنيا به آخر رسيده مي خواستم ببينم
تاحالا تو هم عروسکت وگم کردي؟؟









2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

salam lily joon khili ghashang boood, damet garm azizam.
az in matna bishtar benevis

June 12, 2008 at 12:53 PM  
Anonymous Anonymous said...

ey kash bache boodam va faghat akhare donyaye bachegio tajrobe mikardam.chon har chi bache tar bashi akhare donyat ghashang tare

June 12, 2008 at 1:05 PM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home